
گفته اند: چون حضرت یوسف علیه السلام با آن همه اصرار و تحریک زلیخا مواجه شد تا شاید به وصال یوسف نائل گردد، یوسف پا به فرار نهاد و خویشتن را از آن خواسته نامشروع زلیخا نجات دهد. زلیخا نیز به دنبال آن بزرگ مرد شتافت تا او را بگیرد، هنگامی که نزدیک در رسیدند، زلیخا که عقب سر یوسف بود و نتوانست او را باز گرداند به ناچار دست برد و پیراهن یوسف را از عقب پاره کرد، هنگامی که زلیخا پیراهن یوسف را از عقب پاره نمود و هر دو از در خارج شدند، شوهر زلیخا را نزد در یافتند والفیا سیدها لدی الباب که سید به لغت قبطی به معنی شوهر است.
هنگامی که زلیخا دید رازش فاش شد و شوهرش با آن شرم آور مصادف شد از موقعیت سوء استفاده کرده، یوسف را متهم نمود و به شوهر خود گفت: این یوسف است که می خواسته به ناموس شخصیتی مثل تو خیانت کند! و کیفر هر کسی که بخواهد به ناموس شخصی تو خیانت نماید، این است که حتماً باید زندانی شود و یا اینکه طعم عذاب دردناک را بچشد قالت ما جزاء من اراد باهلک سوء الا أن یسبحن او عذاب الیم آری این تهمتی که زلیخا به یوسف زد گناه دیگری بود که مرتکب شد، غافل از اینکه بعداً به این تهمت خود اقرار می کند و یوسف را به زبان خویشتن تبرئه می نماید چنانکه در آیه 51 همین سوره از زبان زلیخا می گوید: اکنون که حق پدیدار گشت من بودم که از یوسف طلب وصال نمودم.
زلیخا از روی ناچاری و بخاطر حفظ آبرویش، به یوسف تهمت ناروا زد.اطرافیان زلیخا هم که حقیقت را میدانستند مجبور بودند، ادعاهای کذب و واهی و تهمت را بپذیرند.. اکنون نیز بعضی اینگونه اند.. یادمان باشد تاریخ تکرار میشود.. فقط ممکن است جای نقش ها تغییر کند..

تفسیر سوره یوسف
ما را در سایت روزهای ابری چشم مجنون..(شهید همت) دنبال میکنید
برچسب: تهمت زلیخا به یوسف,
نویسنده:
بازدید: 46